«خدا یک مفهوم است»
در آن شبی که به هم افتخار می دادیم
برای لکۀ خونی نوار می دادیم
و هر چه شیشۀ عمر من و تو جان می داشت
به دیو در شرف احتضار می دادیم
که ما گناه نکردیم اگر چه تاوان را
ز عمر ناقص خود آزگار می دادیم
من و تو کل مسیری که معترض رفتیم
سکوت کرده و در دل شعار می دادیم
و هر چه فحش گلو گیر و خشم باطله را
به مرد بی سروپای خمار می دادیم
چه در مقابل مترو به جای آرامش
بدون هر چه تعارف فشار می دادیم
فشار که ، چه بگویم ! به جای زیر پتو
به حال و روز بدی در قطار می دادیم
و ناگهان خبرش را بدون فوت زمان
به سطح جامعه هِی انتشار می دادیم
اگر چه دست زمستان به ما قفا می زد
ولی همیشه صدای بهار می دادیم
علی رحیمی«گِل»
برچسبها: فشار می دادیم

